در پاسداشت مجاهدت شهدای هسته ای

هوالحبیب

رهبر معظم انقلاب:

از مذاكراتى هم كه امروز در جريان است، ما ضررى نخواهيم كرد. البتّه بنده همچنان كه گفتم خوشبين نيستم؛ من فكر نميكنم [از] اين مذاكرات آن نتيجه‌اى را كه ملّت ايران انتظار دارد، به‌دست بيايد، لكن تجربه‌اى است و پشتوانه‌ى تجربى ملّت ايران را افزايش خواهد داد و تقويت خواهد كرد؛ ايرادى ندارد امّا لازم است ملّت بيدار باشد. ما از مسئولين خودمان كه دارند در جبهه‌ى ديپلماسى فعّاليّت ميكنند، كار ميكنند، قرص و محكم حمايت ميكنيم، امّا ملّت بايد بيدار باشد، بداند چه اتّفاقى دارد مى‌افتد [تا] بعضى از تبليغاتچى‌هاى مواجب‌بگير دشمن و بعضى از تبليغاتچى‌هاى بى‌مزدومواجب - از روى ساده‌لوحى - نتوانند افكار عمومى را گمراه كنند.(12 آبان 1392)


 

در پاسداشت مجاهدت شهدای هسته ای

 در ایامی که دشمنان انقلاب خشنود از پلمب تاسیسات هسته ای هستند:

اهدای ثواب قرائت قرآن بعداز نماز شب مساجد داوطلب مشهد به

 شهدای هسته ای

سه شنبه و چهارشنبه

اول و دوم بهمن ماه

نام مسجد و محله ی خود را به شماره 09365244029 پیامک کنید و یا در قسمت نظرات اضافه بفرمایید

شروع طرح با پایگاه بسیج شهید باهنر مسجد حاج احمد مشهد بوده است که به لطف خدا تا کنون با استقبال مساجد سرتاسر مشهد مواجه شده است.

بازتاب این پاسداشت:

رجانیوز 

جام نیوز 

روزنامه خراسان

تریبون

روزنامه شهرآرا

آستان نیوز

شهرآرا آنلاین

 بی باک

 بسیج رضوی 

فرهنگ نیوز

بلاغ نیوز

خیبرآنلاین



1- مسجد حاج احمد- خیابان سرخس

2- مسجد علی بن ابی طالب(ع)- میرزاکوچک خان

3-مسجد ابولفضلی(ع) - گلخطمی

4-مسجد قائم(عج)- کوی کارگران

5-مسجد پنجتن(ع)- طلاب

6- مسجد اکبریه- 17 شهریور

7-مسجد بلال- وحدت

8-مسجد امام صادق(ع)- میرزا کوچک خان

9- مسجد جوادالائمه- چمن

10- مسجد جوادالائمه- رستمی

11- مسجد حضرت ابولفضل(ع)- چهنو

12- مسجد رضویه- چهنو

13- مسجدالرضا(ع)- مصلی

14- مسجد امام رضا(ع)- رضاییه

15- مسجد طه -بولوار میرزاکوچک خان

16- مسجد فاطمه الزهرا(س)- میرزاکوچک خان

17- مسجد هدایت- بسیت متری طلاب

18-مسجد قائمیه- پنجتن

19-مسجد حضرت محمد(ص)-شهرک سعادت امام هادی(ع)

20- مسجد النبی کوی آرمون

21- مسجد امام هادی(ع)-منطقه بهشتی-پارس

22- مسجد الرضا(ع)- احمد آباد

23- مسجد حضرت ابوالفضل(ع)- شهرک امام علی- توس

24- مسجد سیدالشهدا- سیدی،شهرک انقلاب

25- مسجد حقیقی- نخریسی

27-مسجد پنج تن آل عبا(ع)- پورسینا

28- مسجد النبی- نسترن

29- مسجد صاحب الزمان(عج)- محله تلگرد

30- مسجد حضرت ولیعصر(عج)- خیابان امام رضا(ع)

31- مسجد امام علی بن الحسین(ع)- سراب

32- مسجد حمزه- کوچه شاهین فر

33- مسجد امام رضا(ع)- بلوار مصلی

34- مسجد صاحب الزمان(عج)- بلوار توس

35- مسجد قمر بنی هاشم- سیدی

36- مسجد النبی(ص)- کوهسنگی

37- مسجد پنج تن - کوهسنگی

38- مسجد امام محمد تقی(ع)- کوهسنگی

39- مسجد توفیق- احمد آباد

40- مسجد امام سجاد(ع)- احمد آباد

41- مسجد صاحب الزمان(عج)- بهشتی

42- مسجد حضرت علی اصغر(ع)- نامجو

43- مسجد حضرت ابولفضل(ع)- نامجو

44- مسجد المنتظر

45- مسجد ارشادالرضا- احمد آباد 

46- مسجد امام هادی(ع)- محله امام هادی(ع)

47- مسجد امام حسین(ع)- شهرک نوید

48- مسجد فاطمه الزهرا(س)- بلوار توس

49- مسجد امام حسن مجتبی(ع)- بلوار توس

50- مسجد حضرت زهرا(س)- بلوار توس

51- مسجد امام حسن(ع)- عبادی(خواجه ربیع)

52- مسجد امام حسین(ع)- عبدالمطلب

53- مسجد امام حسن عسگری(ع)- مطهری57

54- مسجد امام رضا(ع)- مطهری 62

55- مسجدالرسول(ص)- شهید کریمی

56- مسجد حجت(عج)- عبدالمطلب

57- مسجد امیرالمومنین(ع)- خیام شمالی

58- مسجد محسن- خیام شمالی

59- مسجد امام حسن مجتبی(ع)- ابوطالب

60- مسجد حجت(عج)- شهرک حجت-

61- مسجد المهدی - طبرسی اول

62- مسجد صاحب الزمان طرقبه

62- مسجدالرضا(ع)- نسترن

63- مسجد فاطمیه- امام خمینی 79

64-مسجد حضرت ولیعصر(عج)- شهرک نان رضوی

65-بیت الزهرا(س)- وحید

66-صاحب الزمان (عج)- پنجتن

67- مسجد و حسینیه 14 معصوم

68- مسجد حضرت قمر بنی هاشم-سیدی- بلوار صبا

69- مسجد جوادالائمه- آزاده

70- مسجد امام حسین(ع)- قائم

71- مسجد حضرت حمزه سیدالشهدا

72- امام حسن عسگری(ع)- شهرک عسگریه

73- مسجد امام حسین(ع)- عبدالمطلب

74- مسجد النبی(ص)- مطهری

75- مسجد حضرت ابولفضل(ع)- سجادیه

76- مسجد حضرت علی(ع)- فکوری

77- مسجد امام رضا(ع)- آبکوه

78- مسجد حضرت عباس(ع)

79- مسجد الزهرا(س)- رستمی

80- مسجد جوادالئمه(ع)- طبرسی

81- مسجد ابولفضلی- کوی آقا مصطفی خمینی

82- مسجد الحجه(عج)- خیابان شیرازی

83- مسجد مختار- مطهری شمالی 39

84- مسجد امیرالمومنین- عبدالمطلب 30

85-مسجد زینبیه- مطهری 2

86- مسجد امام خمینی- شهرک امام

87- مسجد ابولفضلی- 20 متری نکا

88- مسجد امام حسن مجتبی(ع)- خواجه ربیع 54

89-مسجد انصارالمهدی- چهارراه سیلو

90- مسجد ابوالفضلی

91- مسجد ولیعصر(عج)

92- مسجد سیدالشهدا(ع)- رستمی -شهرک پردیس

93- مسجد امام حسن مجتبی(ع)- وکیل آباد10

94- مسجد طالقانی- دریای دوم

95-مسجد علوی- میثم شمالی

96- مسجد جوادالائمه(ع)- توس

97- مسجد امام حسین(ع)- سیدی - خلج

98- مسجد حجت(عج)- خیابان سرخس

99- مسجد ولیعصر(عج)

100- مسجد امام صادق(ع)- خواجه ربیع

101-مسجد حجت(عج)- طبرسی شمالی

102- مسجد خاتم الانبیا(ص)- توس

103- مسجد فاطمیه- امام خمینی

104- مسجد امام حسین(ع)

105- حضرت رقیه(س)- مفتح، دریا

106- مسجداباعبدالله(ع)

107-مسجد صاحب الزمان(عج)

108-مسجد نور- خیابان ثامن

109-مسجد ابولفضلی(ع)- پروین اعتصامی


با تشکر از تمام فعالان مسجدی سراسر کشور(خارج از مشهد) که از طرح استقبال کردند. برای اینکه زحمات آن دوستان آن هم حفظ شود نام مسجدشان ذکر می شود

1- مسجد صاحب الزمان(عج)- دهستان آویز فارس

2-مسجد امام حسین(ع)- کوی 17 شهریور- تهران

3-مسجد امام جعفر صادق(ع)-روستای بزنجردکریان باخزر

4- مسجد امام خمینی- شادگان خوزستان- بوزی

5- مسجد سیدالشهدا- گیلان-رودسر-بخش رحیم اباد-اشکلک و دوگلسر

6-مسجد امام سجاد(ع)- بروجرد


7- مسجد فاطمیه(ع)-سجزی اصفهان



هنر در دولت اعتدال


از مقاومت در برابر مجلس تا وادادگی در مقابل غربی ها

برخورد دوگانه دولت با مردم

برخورد دوگانه دولت با مردم

سخنان سریع القلم مشاور رییس جمهور طی روزهای گذشته جنجال رسانه ای زیادی به پا کرده است، از یک سو رانندگان تاکسی در شهرهای مختلف اعتراض خود را به این سخنان ابراز کرده اند و از سوی دیگر تیم رسانه ای حامی دولت مدعی است که سخنان سریع القلم توهین آمیز نبوده است.

این یادداشت کوتاه فقط می خواهد به تناقضی ظریف در سخنان آقای مشاور نسبت به مواضع رییس جمهور اشاره کند. اول سخنان رییس جمهو و مشاورش را بخوانید:

پرده اول:

رییس جمهور 10 مهر 1392:

من خودم به دو دستگاه مهم نظرسنجي گفتم که در کشور نظرسنجي دقيق کنند و نظر مردم را بگيرند تا ببينيم اين حرکت دولت(مذاکره با آمریکا) که گامي به پيش گذاشته است، چقدر موافق و چقدر مخالف دارد، حتي اگر مخالفين راه اين دولت يک درصد باشند، آن يک درصد حق دارند حرف بزنند و نقد کنند. منتها همه يادمان باشد که در صحبت، نقد و انتقاد حتما منافع ملي را در نظر قرار دهيم.

پرده دوم:

محمود سریع القلم مشاور رییس جمهور در موسسه تحقیقاتی امام موسی صدر:

خیلی طبیعی است که من غریزی، احساسی و پوپولیستی تربیت بشوم. صدا و سیما هم که چقدر به این جریان کمک می کند، مثلا می رود از یک لبو فروش می پرسد نظر شما درباره برنامه هسته ای چیست؟ این خیلی اثر می گذارد. یا یک راننده تاکسی که بنده خدا از 5 صبح تا 12 شب باید در این خیابان ها بدود تا هزینه 3 تا بچه دانشجویش را درآورد، سر چهارراه از او می پرسند که نظر شما درباره برنامه هسته ای و مذاکرات ژنو چیست؟ او چه دانشی دارد که بتواند به این پرسش یک واکنش منطقی نشان بدهد.

پشت پرده

سئوال اساسی اینجاست چطور مردم می توانند در مورد اصل رابطه با غرب و آمریکا نظر بدهند ولی نباید در شیوه و شکل و محتوای آن  نظر بدهند؟ آیا مردم برای دولت مردان به مانند یک بازیچه می مانند که هر وقت نیازشان دارند از آنها مایه می گذارند و چون کارشان به اتمام می رسد باز از موضع بالا به پایین دست نگاه می کنند؟

واقعیت آن است که جریان روشنفکری اصلاحات نخواسته و یا نتوانسته با مردم ارتباط بر قرار کند و بهتر بگویم نخواسته از نردبان تخیلی که برای خود ساخته است پایین بیاید و در این توهم مانده است که بهتر وبیشتر از مردم می فهمد. و چون بهتر از مردم عادی می فهمد پس او باید حرف بزند و مردم هم باید گوش کنند و به حرف های او احسنت بگویند و به آن عمل کنند. وای به آن روزی که مردم بخواهند راهی به غیر از مسیر دستوری روشنفکران انتخاب کنند که آن زمان است که سیل برچسب و توهین های حقارت آمیز از سوی آنها به سوی مردم روانه می شود.

با این همه هشیاری و زمان سنجی مردم هم ستودنی است که اگر می خواستند به سخنان روشنفکران غرب زده گوش فرا دهند دیگر انقلابی رخ نمی داد چرا که در آن زمان بسیاری از روشنفکران که با طاغوت مشکلی نداشتند و عده ی دیگر نیز قائل به اصلاحاتی در حکومت طاغوت بودند و نهایتا انقلاب با گرایش چپ و یا راست و نه انقلاب اسلامی.

همان ها بودند که با جنگ نیز رابطه ی چندانی نداشته اند و شاید من جایی نخوانده باشم و یا سندی ندیده باشم که از جمع افرادی که به خود لقب روشنفکر داده اند و حرف و نظریات غربی را تکرار می کنند در هشت سال جنگ تحمیلی در جبهه ها در کنار مردم حضور داشته باشند؛ ولی همان مردم عادی کوچه و بازار که همیشه مورد تحقیر جماعت روشنفکر قرار گرفته اند همیشه در صحنه ی دفاع از دین و میهن شان حاضر بوده اند و هزینه داده اند.

خوب است که رییس جمهور که سابقه ی روشنی در همراهی با مردم از سالهای قبل از انقلاب تا کنون دارد مواظب باشند که در دام تارهای نظریات روشنفکری بعضی از مشاوران گرفتار نشوند.

 

128 پيام امام براي دانشجويان در دوره مبارزه

جنبش دانشجويي در گذرگاه تاريخ- 1
*این مطلب برای روزنامه جوان نگاشته شده است
دانشگاه و جامعه دانشگاهي از زمان تأسيس اولين دانشگاه در ايران تاكنون به شهادت تاريخ معاصر ايران منشأ بسياري از تحولات اجتماعي و سياسي بوده‌اند و البته اين در كنار اثرات مستقيمي است كه بر رشد علم و فناوري و بالتبع رشد اقتصاد و فرهنگ داشته و دارند.
در اين ميان انقلاب اسلامي را مي‌توان نقطه عطفي در جنبش دانشجويي دانست، واقعه‌اي بزرگ كه دانشجويان و دانشگاهيان خود نيز در وقوع آن مؤثر بودند و از اثرات آن نيز تأثير گرفتند. بر اين اساس اگر بخواهيم نگاهي گذرا بر روند حركت جنبش‌هاي دانشجويي از ابتدا تاكنون داشته باشيم، انقلاب اسلامي را كه نقطه تمايز و مرحله جديدي در تحولات بين‌المللي، منطقه‌اي، ملي و بالتبع دانشگاهي بوده است را بايد مبناي تقسيم خود قرار دهيم.
الف) قبل از انقلاب
به يك نگاه جنبش دانشجويي در ايران پيش از انقلاب را مي‌توان به چهار دوره تقسيم كرد: 1- از زمان تأسيس دانشگاه تهران تا پايان سلطنت رضاشاه در شهريور 1320؛ 2- از شهريور 1320 تا 16 آذر 1332؛ 3- از 16 آذر 1332 تا سال 1342؛ 4- از 1342 تا پيروزي انقلاب اسلامي (دايره‌المعارف انقلاب اسلامي، سوره مهر، دفتر ادبيات انقلاب اسلامي، ج 2، صص 33 تا 36).
در دوره رضاشاه اگر چه بيشتر فعاليت‌هاي دانشجويي گرايش كمونيستي داشت اما به دليل دوران اختناق رضاخاني انسجام كافي پيدا نكرد. از شهريور 1320 تا آذر 1332 حضور نيروهاي متفقين در ايران و گسترش فقر و بيماري در كشور جنبش‌هاي دانشجويي را منسجم كرد. سه گرايش اصلي اين دوران را مي‌توان چپ‌هاي نزديك به حزب توده، ملييون نزديك به ملي‌گراها و مصدق و اسلامگراها دانست. تأسيس انجمن اسلامي دانشجويان در همين ايام و با دغدغه همگرايي نيروهاي مسلمان در دانشگاه‌ها رقم خورد. 16 آذر 1332 شهادت سه آذر اهورايي (تعبير دكتر شريعتي از شهيدان احمد قندچي، آذر شريعت رضوي و مصطفي بزرگ‌نيا) كه در اعتراض به ورود نيكسون معاون رئيس‌جمهور امريكا به تهران و با نگاه استكبارستيزانه دانشجويان و جنايت رژيم پهلوي رقم خورد.
 
دوره سوم قبل از انقلاب از سال 1332 شروع مي‌شود و تا قيام سال 42 حضرت امام ادامه پيدا مي‌كند. از جمله تظاهرات‌هاي فعال دانشجويان در اين ايام تظاهرات 29 مهر 1333 در اعتراض به قرارداد كنسرسيوم نفتي، اعتراض به تغيير قانون استقلال دانشگاه در 17 دي 1333، تظاهرات در اعتراض به حمله اسرائيل به كشورهاي مسلمان در سال‌هاي 1335 و 1336، تظاهرات در اعتراض به تقلب در انتخابات دوره بيستم مجلس شوراي ملي در بهمن 1339 و چندين تظاهرات پراكنده ديگر بود كه اكثريت آنها منجر به درگيري با نيروهاي انتظامي و مجروح و بازداشت شدن عده‌اي از دانشجويان مي‌شد. دوره چهارم، دوره فعاليت‌هاي مبارزاتي حضرت امام با رژيم در فاز علني است. پس از تبعيد امام در اعتراض به تصويب قانون كاپيتولاسيون، ارتباط مستقيم دانشجويان با ايشان قطع شد و دانشجويان از طريق ارسال و دريافت پيام و اعزام نماينده، ارتباط خود را با امام خميني حفظ مي‌كردند. حضرت امام تا زمان پيروزي انقلاب اسلامي 128 پيام براي دانشجويان داخل و خارج از كشور صادر كرد كه اين تعداد پيام رد و بدل شده نشان از اهميت اين قشر در روند مبارزات عليه رژيم پهلوي بود. شخصيت‌هاي مبارز سياسي و مذهبي چون آيت‌الله طالقاني، دكتر شريعتي و استاد شهيد مرتضي مطهري از جمله شخصيت‌هاي اثرگذار بر جنبش دانشجويي در آن دوران بودند. با فراگير شدن انقلاب در سال 57 دانشجويان هم شانه به شانه مردم در تظاهرات‌ها شركت مي‌كردند؛ البته نبايد فراموش كرد كه دانشگاه‌ها يكي از محورهاي مبارزاتي در اين دوران بودند. تحصن علماي مشهد و تهران در سال 57 در دانشگاه تهران و علوم پزشكي مشهد نشان از اين محوريت دارد. اولين جرقه‌هاي شكل‌گيري سازمان مجاهدين در فضاي دانشجويي در اين دوران زده شد، حركتي كه در سال‌هاي نزديك به پيروزي انقلاب اسلامي و بعد از آن با تصفيه نيروهاي مذهبي از درون تشكيلات و با تغيير ماهيت ايدئولوژيكي به سازمان منافقين مبدل شد.
ب) بعد از انقلاب
سير تحولات جنبش دانشجويي در بعد از انقلاب هم فراز و نشيب‌هاي بسياري را پشت سر گذاشته است و پنج مرحله را مي‌توان براي آن برشمرد: 1- از پيروزي انقلاب اسلامي تا انقلاب فرهنگي؛ 2- بازگشايي دانشگاه‌ها تا پايان جنگ تحميلي؛ 3- پايان جنگ تا دوم خرداد 1376؛ 4- دوم خرداد1376 تا 1381؛ 5- از سال 1381 تاكنون.
همانطور كه گفته شد انقلاب اسلامي تحولي شگرف در تمامي زمينه‌هاي اجتماعي فرهنگي در ابعادي فرامرزي ايجاد كرد و همين علت سبب شد كه دشمنان خارجي انقلاب اسلامي تلاش خود را جهت ضربه زدن به نظام نوپاي اسلامي به كار گيرند. بر همين اساس بود كه انتظار مي‌رفت دانشگاه با پيروزي انقلاب اسلامي همان طور كه در روند مبارزات پا به پاي مردم حركت مي‌كرد در بعد از انقلاب نقطه قوت باشد ولي با رسوخ گروهك‌ها به داخل دانشگاه‌ها و غلبه جنجال‌هاي سياسي و گاهي امنيتي، مسائل علمي به حاشيه رانده شد. هر روز در دانشگاه تابلويي به اسم گروهك و جمعيت جديدي اعلام موجوديت مي‌كرد و اين در حالي بود كه گروهك‌هايي مانند منافقين، چريك‌هاي فدايي خلق، حزب توده و... دانشگاه‌ها را به محيط‌هاي پرتشنجي تبديل كرده بودند، به طوري كه در ناآرامي‌هاي سال 59 اين محيط‌ها به انبار سلاح و اتاق جنگ تبديل شده بود. مجموع اين تحولات سبب شد شوراي انقلاب در خرداد 1359 دانشگاه‌ها را تعطيل كند و در 23 خردادماه حضرت امام حكم انتصاب اعضاي ستاد انقلاب فرهنگي را صادر نمايند. مهم‌ترين رويداد دانشجويي اين دوران بي‌شك تسخير لانه جاسوسي در 13 آبان 1358 بود، امري كه اثرات آن مانند انقلاب اسلامي فرامرزي شد و حضرت امام نام انقلاب دوم را براي آن برگزيد.
سال 61 موعد بازگشايي دانشگاه‌ها فرا رسيده و اين در حالي بود كه بيش از يك‌سال بود كه دشمن بعثي جنگ را به جمهوري اسلامي تحميل كرده بود. بسياري از دانشجويان مسلمان و انقلابي از همان سال‌هاي اول انقلاب هسته‌هاي اوليه نهادهاي انقلابي مانند سپاه و جهاد را كه به ابتكار حضرت امام تأسيس شده بود تشكيل دادند و با شروع جنگ وارد ميدان مبارزه با رژيم بعث شدند. از هسته‌هاي اوليه دفاعي تا فرماندهي لشكرهاي بزرگ دانشجويان حضور داشتند، شهيد علم الهدي از جمله همين دانشجويان بود كه با يارانش در هويزه حماسه‌اي ماندگار آفريدند.
ادامه دارد...

آقای رئیس جمهور! تلفن مرکل شنود میشود؛ تلفن شما چطور؟

آقای رئیس جمهور! تلفن مرکل شنود میشود؛

 تلفن شما چطور؟





در پی سفر رئیس جمهور محترم به نیویورک و تحرکات دیپلماتیک دو طرف که منجر به تماس تلفنی اوباما با روحانی شد، ذوق زدگی اصلاح طلبان غربزده ی داخلی چند برابر شد و این روزها کار به جایی رسیده است که از رئیس جمهور می خواهند مراسم ۱۳ آبان امسال تعطیل شود و اعضای هیات دولت هم در هیچ مراسمی به مناسبت روز استکبار ستیزی شرکت نکنند.

 ترس آن می رود که اگر جناب آقای روحانی به چنین توصیه هایی ترتیب عمل بدهد، فردا روز احتمالا اولا باید روز قدس را تعطیل کنند و بعد از آن ۲۲ بهمن را. اگر امروز بعضی از سیاست مدران سالخورده با تحریف سخنان امام در صدد تایید اقدامات و افکار نادرست خود هستند، فردا روز بی پروا امام را بخاطر تایید اقدام دانشجویان پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی محکوم می کنند.

  آیا دشمنی آمریکا در طول این سالیان با ایران کمتر شده است که اکنون از موضع انفعال با آن برخورد می کنند؟ آنها که آمریکا را شیطان نمی دانند، امام را قبول ندارند، و البته شاید بهتر باشد بگوییم آنها که امام را قبول ندارند، آمریکا را هم شیطان بزرگ نمی دانند ؛ پس دیگر چه نیاز به رجم شیطان است؟

 دیپلمات های دولت تدبیر و امید قبل از نشستن پای میز مذاکره، اول باید تکلیف خود را با آمریکا مشخص کنند؟ او را شیطان بزرگ می دانند یا نه؟ چقدر به آمریکایی ها اعتماد دارند؟ چقدر آنها را صادق می دانند؟

 این روزها که خبر شنود تلفن مرکل صدر اعظم آلمان جهانی شده است، نباید از خود پرسید آنها که با متحدان خود این چنین می کنند با ما چه خواهند کرد؟ آقای روحانی چه مزیت و برتری خاصی بر مرکل دارد، که آمریکایی ها درصدد جاسوسی از ایشان بر نیایند؟

 کشوری که روزگاری علیه دولت مردمی ایران کودتا کرده است، کشوری که به دنبال گرفتن حق توحش از ایرانیان بوده است، کشوری که رد پایش در کودتاهای بعد از انقلاب پر رنگ بوده است، کشوری که به صدام برای حمله به ایران کمک کرد، کشوری که هواپیمای مسافربری ایران را در آسمان منهدم کرد، کشوری که انبوهی از تحریم ها را علیه مردم ایران وضع کرده است، کشوری که بنگاه های خبرپراکنی آن روزی نیست که دروغ و دغلی به ایرانیان نبندند، کشوری که گروه های تروریستی مجاهدین، ریگی ، پژاک و ... را تجهیز و تامین می کند چگونه قابل اعتماد است؟ چگونه آنها را صادق یافتید؟

 مرگ بر آمریکا امروز شعار مردم ایران به تنهایی نیست؛ این شعار، جهانی شده است. امروز فقط در ایران پرچم آمریکا را آتش نمی زنند، چه بسیار کشورهایی که از شرق و غرب عالم در تظاهرات ضد آمریکایی خود اقدام به آتش زدن پرچم می کنند.

 آقای روحانی اگر مقلد امام هستید و اگر اعضای کابینه تان نیز مقلد امام اند، از منظر امام راحل، آمریکا شیطان بزرگ است، و شیطان را باید رجم کرد. روز ۱۳ آبان روز رجم شیطان است با فریاد های مرگ بر آمریکا. نکند دولت مردان از مردم در رجم شیطان عقب بمانند!

چه کسی فرزند خمینی (ره) است؟

هوالحبیب

چه کسی فرزند خمینی (ره) است؟




بعضی وقت ها باید صریح صحبت کرد، باید تعارف را کنار گذاشت.ذاتاً نه خانواده و نه یاران و نه اطرافیان یک انسان بزرگ، بزرگ نیستند؛ بلکه گاه خرد هستند و کوچک. گیرم پدر تو بود فاضل؛ از فضل پدر تو را چه حاصل؟

مگر نه اینکه همسر امام مجتبی(ع) قاتل حضرت شد و طلحه و زبیر صحابی حضرت رسول(ص)، دشمن وصی اش شدند. مگر در تاریخ نخوانده ایم که حضرت، صلاح جامعه اسلامی را در نظر گرفتند و گرفتار بندهای نام و شهرت و سابقه ی آن دو نشدند و دست به شمشیر بردند.

 تاریخ قرآن و اسلام نشان داده است که نزدیکی افراد به شخصیت ها دلیلی بر هم شکلی و هم جهتی فکر و اعمال آنها نمی شود. می شود پسر نوح پیامبر بود ولی با نوح نبود. می توان همسر لوط پیامبر بود ولی دشمن او بود. می توان همسر فرعون بود، ولی آسیه یکتاپرست شد. می توان پسر ابوبکر بود ولی فرزند راستین علی(ع) شد. می توان فرزند امام هادی(ع) بود ولی جعفر کذاب شد.

 حال چگونه است که با این سابقه ی تاریخی قرآنی و اسلامی، گروهی مدعی اصلاح طلبی که همیشه جریان های مذهبی را به ناروا متهم به خرافه پرستی می کنند، آن هنگام که بعضی از اطرافیان امام راحل، نسبت های کذبی را به ایشان می دهند نه تنها اعتراض نمی کنند بلکه به تطهیر آنها می پردازند؟

 مگر نه اینکه در جامعه اسلامی به حاکم هم می شود انتقاد کرد، که بارها در جلسات دانشجویی انتقادهای ریز و درشتی از وضعیت کشور به رهبر انقلاب شده است؟ حال چگونه است نوه های امام دارای مصونیت هستند که هر کاری خواستند بکنند؟ چه کسی گفته امام راحل(ره) عصمت ذاتی داشته که حال بخواهد فرزندان و نوه هایش معصوم باشند؟

 امام اگر در نظر مردم ایران عزیز بوده و خواهد ماند برای این بود که نشان داد می شود انسان، با تقوا و اخلاق رنگ و بویی از عصمت بگیرد و گرفت.

 اخلاق و تقوای امام(ره) کجا و بعضی از رفتارهای سخیف وابستگان به امام(ره) کجا؟ نوح(ع) که پیامبر اولوالعزم بود پسرش با بدان بنشست و عاقبت خاندان نبوتش گم شد. آیا نمی شود فرزندان و نوه های امام با رفتار و کردارهایشان راهی جز راه امام را برگزینند؟ مگر نه این است که اکنون بعضی از وابستگان امام این چنین می کنند و تا زبان و قلم دلسوزان به اعتراض بلند می شود که به اسم امام رفتار غلط خود را توجیه نکنید، توپخانه ی  تبلیغاتی روزنامه های زنجیره ای اصلاحات شروع به کار می کنند که به بیت امام راحل توهین شده است و فریاد وا اماما سر می دهند.

 

امامی که در سال ۶۷ آنچنان حماسی و شجاعانه در پیام معروف به قطعنامه با صلابت و محکم در دهان آخوندهای درباری و آمریکایی می کوبد و سلطه ی آمریکا را نفی می کند و سرنگونی رژیم آل سعود را نوید می دهد، کی حاضر است در جلسه ای نهانی و در جواب کاغذی دست نویس بگوید هر چقدر مرگ بر آمریکا گفتیم بس است؟ امام اگر نظری داشتند از که می ترسیدند که بیان نکردند؟

 اگر بعضی از آقایان مدعی ارتباط با امام از آمریکا می ترسند، امام روح الله می گفت آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.

 آیا نباید به بعضی از نوه های حضرت امام گفت امام کی آرایش زن مسلمان را در فضای عمومی جامعه حلال اعلام کرده اند که آنها  عکس های آرایش کرده ی خود را در اینترنت منتشر می کنند؟ حرفی نیست که منتشر کنند ولی صریحا بگویند که امام را قبول نداشته و ندارند. چرا در حق آن مرد الهی این چنین جفا می کنند؟

 فرزند خمینی اگر می خواهد صدای فلان خواننده ی زن قبل انقلاب را گوش دهد، بدهد ولی دیگر از مرام خمینی حرفی نزند. اگر می خواهد چادر به سر نکند، حرفی نیست؛ حداقل آنقدر آزاده باشد که اعمالش را به امام راحل منتسب نکند.

 این روزها غائله ی انتساب حرفی سخیف و توهین آمیز از نعمیه اشراقی به امام راحل(ع) دل خانواده ی شهدا را خون کرده است. هر چند خانم اشراقی تکذیب کرده اند ولی خوب است نگاهی به رسانه های ضد انقلاب بیاندازند و ببینند چه بساطی از توهین و تهمت به پیر و مراد ملت ایران به راه افتاده است.

 همان رسانه هایی که در فتنه ی ۸۸ از نظرات شما و اطرافیان شما حمایت می کردند و نظرات و رفتار فتنه گرایانه ی بعضی از وابستگان به امام راحل را با آب و تاب تعریف و تمجید می کردند، اکنون تکذیب شما را مسخره کرده اند. می گویند نعیمه اشراقی همان است که عکس دخترش را با فتوشاپ فیلتر کرده است تا مردم به لباس نامناسب دخترش در خارج از کشور پی نبرند.

 امام شهدا، مردی بود که با پیام قطعنامه اش چه بسیار بسیجیان جا مانده از قافله ی شهدا گریه کردند و چه خانواده های شهدایی صدقه سر حضرتش فرزندانشان را به جبهه ها فرستادند.

 فرزندان واقعی حضرت روح الله، این روزها در حال دفاع از حرم عمه ی ایشان، زینب کبری(ع) هستند. بسیجیان حضرت روح الله در پاراچنار پاکستان برای خمینی حاضرند جان بدهند. فرزندان خمینی امروز در حزب الله لبنان هستند.

  فرزند خمینی ضد استکبار است. فرزند خمینی آمریکا را شیطان بزرگ می داند و برای دیدارش اختیار از کف نمی دهد.

کج سلیقگی فرهنگی

کج سلیقگی فرهنگی

1- دوستی تعریف می کرد که در مسجدشان برنامه ریزی کرده اند که اهالی محل را نسبت به مضرات برنامه های ماهواره ای برای سلامت روحی خانواده هایشان آگاه کنند و از قضا مردم استقبال کرده اند و بعد از آن طرح جمع آوری داوطلبانه دیش های ماهواره را انجام داده اند و تعداد قابل توجه ای نیز دریافت کرده اند. هر خانواده ای هم که یک دیش می آورده است ما به ازای آن یک گیرنده دیجتال برای استفاده از شبکه های وطنی هدیه می گرفته است.

ماهواره

 

۲- نیروی انتظامی چندی پیش درب منزل یکی از آشنایان را می زند و وارد منزل می شود که چون شما از ماهواره استفاده می کنید، وارد خانه تان شده ایم تا دیش را جمع کنیم. آنها هم گفته بودند ما صداو سیمای خودمان را نگاه نمی کنیم چه برسد به شبکه های ماهواره ای. الغرض بعد از رفتن به روی پشت بام معذرت خواسته بودند که دیش برای همسایه بوده و آنها اشتباه کرده اند.

جمع آوری ماهواره

 

۳- باز چندی پیش شاهد بودم که نیروی انتظامی تعداد بالایی دیش ماهواره را از روی پشت بام های ساختمان های یک مجتمع مسکونی جمع می کرد اما به هفته نرسیده بار دیگر آنها چون قارچ بر روی پشت بام ها سبز می شد.

ماهواره

۴- آنچه تا کنون گفته شد برای این بود که گفته شود طرح هایی که مردم به صورت داوطلبانه و بر اساس آگاهی، دیش های ماهواره خود را تحویل می دهند اثر و ماندگاری بیشتری دارد تا طرح های با زور چماق. اما همین جا باید بگویم کج سلیقگی مسئولین فرهنگی می تواند اثر یک طرح خوب مانند اهدای داوطلبانه ی دیش ماهواره بر اساس آگاهی و شعور را، بی اثر و حتی دارای اثر منفی بکند. عکس هایی که از انهدام دیش های ماهواره در تهران آن هم با نفربر نظامی منتشر شد بیشتر اثر معکوس خواهد داشت. هزاران هزار نفری که عکس ها را می بینند، وجود یک وسیله ی نظامی برای انهدام یک وسیله ی رسانه ای و فرهنگی برایشان قابل هضم نخواهد بود و اثری منفی بر رویشان خواهد گذاشت.

جمع آوری ماهواره

جمع آوری ماهواره

جمع آوری ماهواره

 

آیا نباید به فردی که فقط عکس فوق را دیده است حق داد که این چنین برداشت کند که ایران با ادوات جنگ سخت به سراغ جنگ نرم می رود؟ چقدر یک مسئول و مدیر باید کج سلیقه باشد که با عملکرد منفی خودش اقدامات مثبت دیگران را (جمع آوری داوطلبانه ی دیش های ماهواره) هم بی اثر کند. آیا به واقع به شکل دیگری نمی شد این کار را انجام داد. آیا مخاطب به دور از فضای ایران با دیدن چنین عکسی شوکه نمی شود؟


آمریکا؛ سوژه جدید دعوای تاریخی افراط و تفریط

هوالحبیب

آمریکا؛ سوژه جدید دعوای تاریخی افراط و تفریط



 تماس تلفنی روحانی و اوباما خوب یا بد اتفاق افتاده است. سفر روحانی به نیویورک و خصوصا نطق وی در سازمان ملل مورد توجه بسیاری از کشورهای جهان قرار گرفت. در داخل کشور نیز بسیاری از سیاستمداران اعم از اصولگرا و اصلاح طلب نطق وی را در خور شان جمهوری اسلامی دانستند و بسیاری از ائمه جمعه نیز از وی در خطبه های روز جمعه ی خود تقدیر کردند.

 اما سفر روحانی در حالی به اتمام رسید که صحبت تلفنی وی با اوباما موجی از تحیر، اعتراضات و تشویقات، تحلیل ها و ...  را در جهان به وجود آورد. روحانی سفری را که می توانست در کارنامه ی خود با نمره ای عالی به پایان ببرد، با صحبت کردن با رئیس جمهور کشوری که در دشمنی با جمهوری اسلامی سابقه ای دیرین دارد، پرده ای از ابهام کشید. هنوز باید منتظر نشست تا ابعاد و اثرات این گفتگوی تلفنی بیشتر و بیشتر مشخص شود. روحانی در بازی دیپلماتیک اش در نیویورک برد بوده ولی با شوک بعد از دقیقه ی ۹۰ اش چه بسا دچار شکستی شود که برای او و تیم سیاست خارجه اش  شکستی تلخ و سنگین باشد.

 مجموعه نکاتی که در ادامه می آید نقد و بررسی کوتاهی است از آنچه در این روزها می گذرد:

 - آمریکا هنوز دشمن جمهوری اسلامی است. از ضعف و پس رفت ما خشنود می شود و از قوی شدن و پیشرفت ما عصبانی.

 - فرض محال که محال نیست؛ فرض کنیم آمریکایی ها مرامشان تغییر کرده است. عقل حکم می کند سابقه ی حداقل ۶۰ سال خیانت ها و جنایت های آمریکا بر علیه ایران را فراموش نکنیم و قدم به قدم و محتاطانه گام برداریم و نه مانند کودکی که مرد غریبه ای به او آبنبات چوبی نشان می دهد، مشتاقانه و چشم بسته به سوی اش بشتابیم.

 - هیچ عقلی حکم نمی کند انسان به یک گرگ اعتماد کند، هر چند بارها و بارها آن گرگ گفته باشد که سیر است و اشتها ندارد. مگر آنکه دیگر گرگ نباشد، و البته باید باز هوشیار بود که لباس میش به تن نکرده باشد. اینکه آمریکایی ها منکر شده اند که تماس با روحانی از سمت اوباما بوده است زنگ خطر بزرگی است برای تیم سیاست خارجه دولت که بداند این میش هنوز گرگ است و به دنبال طعمه ای می گردد که به سرعت فریب لبخندهای دیپلماتیک را می خورد.

 - شور و هیجان رسانه ای جریان اصلاح طلب در کشور بخاطر صحبت تلفنی روحانی و اوباما بسیار دیدنی و البته تاسف بار است. سران این جریان در اوایل انقلاب بسیاری از بزرگان را متهم به اسلام آمریکایی می کردند و امروز نمی دانند عشق و ارادتشان را به آمریکا چطور نشان دهند. تاریخ همیشه پر است از افراطی ها و تفریطی ها.

 - منتقدین امروز مرام و شیوه دستگاه دیپلماسی کشور این نکته را فراموش نکنند، که آمریکایی ها بیشتر از هر موضوعی از اختلافات داخلی درون ایران شادمان می شوند. اگر چه انتقاد حق تمام مردم و تمامی گروه هاست ولی اگر از شیوه ی درست آن استفاده نشود می تواند به فرموده ی رهبر انقلاب تکمیل کردن پازل دشمن باشد. جدا از این که خبر پرتاب کفش به سمت رییس جمهور در تجمع اعتراضی مهرآباد درست باشد یا نه، ولی بهانه ای بود که این سبک تجمعات به دست رسانه های داخلی و خارجی داد برای هیاهوی رسانه ای؛ و مگر نه اینکه رهبر انقلاب از این شکل تجمعات مانند تجمع قم انتقاد کردند.

 - بهترین شیوه ی انتقاد در مورد برقرای مجدد رابطه ی ایران و آمریکا بیان خباثت، جنایت ها و دشمنی های دیرین آمریکایی هاست. نباید گذاشت حافظه ی تاریخی یک ملت حمله به ایرباس را در خلیج فارس فراموش کند، نباید گذاشت عوامل کودتای ۲۸ مرداد فراموش شوند. هیاهوهای رسانه ای این روزها قرار است حافظه ی تاریخی ملت را پاک کنند که آمریکایی ها چه جنایاتی در عراق و افغانستان کردند. باید فراموش کنند که روزی در این کشور سگ آمریکایی از محمد رضا شاه پهلوی احترامش بیش تر بود. باید دوباره چشم های بسته شده بعضی از دیپلمات ها را باز کرد و آن جنایت ها به یادشان بیاید.

 - ولایت مداری فقط در یک بعد و برای یک گروه معنا ندارد. هم معترضین رابطه با آمریکا و هم دیپلمات ها و هم آقای رییس جمهور تاکید بر حرکت در مسیر چارچوب های ترسیم شده توسط رهبری دارند. هم باید اعتراضات و انتقاد ها در چارچوب مورد نظر رهبر انقلاب باشد و هم رفتار دیپلماتیک سیاست مدارن. و البته آزمون کسانی که نگاهشان به رهبری فراتر از یک مقام حکومتی است بسی سخت تر است.

آب پاکی رئیس جمهور بر توهمات طرفداران نرمش ذلیلانه

هوالحبیب

آب پاکی رئیس جمهور بر توهمات طرفداران نرمش ذلیلانه

نطق رییس جمهور ایران در سازمان ملل، کامل و پر محتوا و در خور شان ریاست جمهوری اسلامی ایران بود. اقتضای اصول اصولگرایی است که نقد و یا تقدیری که انجام می دهی بر اساس عملکرد واقع باشد نه بر اساس اصول بدوی قبیله گرایی حزبی که می گوید باید از هم حزب، هم گروه و دوست خود بنا بر منافع سیاسی و حزبی تعریف کنی هر چند بد عمل کرده باشد و از رقیب سیاسی خود انتقاد کنی هر چند خوب عمل کرده باشد. فلذاست اگر نگارنده به دکتر روحانی رای نداده است اصولگرایی به وی آموخته ای است که نباید مبنا را بر نقد رئیس جمهور گذاشت آن هم با بهانه و بی بهانه و صد البته که بسیاری از بزرگان اصولگرایی این چنین اند که شاهد این ادعا می تواند موضع گیری های مثبت آنها نسبت به نطق رئیس جمهور باشد.

 

اما نطق رییس جمهور در سازمان ملل بصورت اجمالی به تمامی موضوعات چالشی جهان پرداخت. از موضوع سوریه و بحرین، تا مسئله تاریخی فلسطین و حق آنها و بحث هسته ای و ظالمانه بودن تحریم ها. بیان شجاعانه ی مواضع جمهوری اسلامی منطبق بر اصول عزت و حکمت و مصلحت جای بسی تقدیر دارد مهمتر اینکه نباید فراموش کرد که  استراتژی نرمش قهرمانه ی رهبر انقلاب هم منشعب از همان اصول سه گانه بوده است و همین نرمش و انعطاف سبب چنین اقتداری در مجمع سازمان ملل برای کشورمان شد.

 البته نباید فراموش کرد نطق اوباما در سازمان ملل و قبول حق ایرانیان در استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای در مقابل دیدگان مردم جهان موفقیت دیگری برای جمهوری اسلامی در عرصه ی بین الملل بود.

 اما سفر روحانی به نیویورک بعد دیگری هم داشت. در طول هفته های اخیر در فضای رسانه ای داخلی و خارجی هیاهوهای بسیاری بر سر مذاکره و ملاقات رو در روی دکتر روحانی و اوباما بر پا شده بود. با نگاهی به تیتر های روزنامه های زنجیره ای جریان اصلاحات در روزهای گذشته چند نکته قابل تامل دریافت می شود:

 - ذوق زدگی جریان اصلاحات و رسانه های غربی و سیاستمدارن غربی از احتمال رو در رو شدن روحانی و اوباما

- حسرت زدگی  شدید جریان اصلاحات برای برقراری رابطه با آمریکا و افسوس آنها از انجام نشدن ملاقات روحانی و اوباما

- اعتقاد به نرمش ذلیلانه به جای نرمش مقتدرانه  در سیاست خارجی

- هیاهوی رسانه ای با چاپ عکس های اوباما و کری و تیترهای جنجالی برای فشار بر دولت و تیم سیاست خارجه در جهت انعطاف ذلیلانه در مقابل آمریکایی ها

 اما در مقابل این هیاهوهای رسانه ای نشریات و سایت های زنجیره ای جریان اصلاحات، عملکرد روحانی و تیم همراه وی نیز شامل نکاتی است که قابل توجه می نماید:

 - نطق مناسب آقای روحانی مبتنی بر نرمش قهرمانانه نه ذلیلانه

- عدم حضور شخص آقای روحانی در سالن مجمع در هنگام نطق رییس جمهور آمریکا

- عدم شرکت شخص آقای روحانی در ضیافت نهار بان کی مون (خصوصا که این فرض متصور بود بان کی مون بخواهد شرایطی برای رویارویی ریییس جمهور ایران و آمریکا فراهم آورد)

- شکل استقبال و نحوه نشستن  رییس جمهور در ملاقات های مختلف با مسولین عالی رتبه ی کشورهای دیگر

- رد رسمی درخواست کاخ سفید برای ملاقات اوباما با روحانی

 با مقایسه ی اجمالی مجموعه نکات دو قسمت فوق می توان دریافت که آقای روحانی تا کنون آب پاکی را بر روی اوهامات رسانه های زنجیره ای اصلاحات ریخته است.

 نکته ی پایانی این که برقراری رابطه با آمریکا ذاتا مشکلی ندارد، بلکه رفتارهای سلطه جویانه و غیر منطقی آمریکایی ها  مصلحت را بر آن کرده است که  برقراری رابطه با آمریکا سودی برای جمهوری اسلامی حاصل نمی کند. زمان و شکل رابطه با آمریکا، وقتی است که ناخدای باخدای کشتی انقلاب آن را مناسب بدانند و قطعا آن زمان نه از سر ذلت و خواری بلکه از سر اقتدار و عظمت است که ایران به پای میز مذاکره خواهد رفت.