تبليغاتX
قمارباز

سفری غریب به دیاري آشنا

زمان و مکان در نگاه دینی دارای ارزش و امتیاز است؛ برای همین توصیه شده است به دعا در بازه زمانی سحرگاه و یا در موقعیت مکانی حرم اباعبدالله(ع). استفاده از چنین فرصت و موقعیته های گرانقدری است که می تواند نقاط عطفی در زندگی هر انسان مسلمان باشد و باید برای استفاده از آنها برنامه ریزی کرد.


سفر حج و عمره یکی از همین موقعیت های بی نظیر است که تجربه ی آن برای هر فردی شاید پیش نیاید. اگر فکر کنی نزدیک به یک میلیارد و نیم مسلمان در سرتاسر جهان در آرزوی طواف بر گرد قبله ای هستند که پنج وعده در شبانه روز به سمتش نماز اقامه می کنند، و تو در این میان برگزیده شدی که آنجا باشی و دور آن خانه ی الهی بگردی، شکلی دیگر و به سیاق دیگری به سفری که در آن هستی می اندیشی!


به حج می توان از زوایای مختلف نگریست و سخن گفت، در اینجا بیشتر می خواهم به فرصت هایی که از دست رفتند اشاره کنم. نگاهی انتقادی به سفر عمره دانشجویی و در نگاهی کلان تر به عمره که در درجه اول به زائرین بر می گردد و بعد هم ناظر به عملکرد نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها می شود و بعد سازمان حج زیارت.


فلسفه حج یا احکام حج


کاروان های عمره دانشجویی بارزترین مزیتش بر دیگر کاروان ها، جوان بودن زائرین اش است؛ جوانانی بین 19 سال تا نهایت 30 سال. سنی که می تواند به راحتی معارف دینی را از دریچه فکر و تدبر با روح و جان اش اجین کند. اما متاسفانه بیشتر وقت جلسه های جمعی کاروان ها را، مباحث احکام طواف و سعی صفا و مروه می گیرد تا فلسفه حج! و همین امر باعث بروز بسیاری از مشکلاتی می شود که در ادامه به ذکر مصادیقی بیان می کنم.


به عبارتی دیگر اگر فردی فلسفه ی حج را درک نکند، آنگاه در همان اجرای مباحث احکام هم به مشکل بر می خورد. اگر بدانی چرا باید به گرد یک خانه ی چهارگوش بچرخی، آنگاه احکام طواف هم برای تو اهمیت ویژه ای پیدا می کند و اگر بدانی چرا باید لباس های روزمره ی زندگی ات را باید از تن برکنی و دو تکه حوله سفید ببندی که محرم شوی دیگر خود به خود به احکام آن هم پایبندی پیدا می کنی!


مشکل اصلی این است که بیشتر زائرین نمی دانند به چه سفری آمده اند! در کنار کعبه و در لباس سفید احرام است که می فهمی دیگر نه شغل تو اینجا اهمیتی دارد و نه ملیتت و نه مقام و منصبت! تو اینجا مانند پیرمرد سیاه چهره ی آفریقایی و یا جوان مالزیایی یا آن مرد و زن میانسال ترکیه و یا جوان تازه مسلمان اروپایی، همه و همه فقط و فقط اینجا یک کسوت دارید و آن همه بندگی صاحب آن خانه است، و او خواسته است که تو در کنار دیگرانی که نمی شناسی قدم به قدم بر گرد خانه اش بچرخی!


تو داری در بین خواهران و برادران دینی ات طواف می کنی، راه رسیدن تو به او از میان همان هایی می گذرد که نمی شناسی، یا بهتر بگویم همه باید به هم برویم، قرار نیست فقط من به مقصد برسم، باید با هم بود. اگر قرار بر عبادت فردی بود که از همان خانه ی خود در چندین هزار کیلومتر آن طرف تر هم می شد خدایی را که در قالب زمان و مکان نمی گنجد صدا زد، ولی او خود خواسته است که به خانه اش برویم و کنار هم جمع بشویم.


حال وقتی زائری درک نکند فلسفه ی این برادری را! می بینی در کنار کعبه هم مباحث برتری فارس بر عرب را مطرح می کند! همان حرف 1400 پیش عرب جاهلی را نسبت به عجم! یا نسبت به تنه ی ناخواسته ای که در هنگام طواف از زائری دیگر می خورد از کوره در می رود. یا برای بوسیدن حجرالاسود حاضر است چندین زائر دیگر را آزار و اذیت برساند تا عملی مستحبی را به قیمت ارتکاب فعلی حرام انجام دهد.


نظاره  چنین مصادیقی سخت ناراحت کننده است. حیف است که زائری که برایش آن همه مراتب و جایگاه نوشته اند اعمال خود را این چنین به هدر دهد.


از نگاهی دیگر چرخیدن به گرد کعبه تمثیلی است برای تمام زندگی. در طواف فقط چرخیدن جزو عمل است و دعاها و ذکر ها مستحب است؛ یعنی کعبه، خدای کعبه در تمام طول زندگی من مسلمان محور است، یعنی تمامی رفتارهای یک مسلمان باید رنگی الهی داشته باشد. حال چقدر از رفتارهای زائرین در خود سفر این چنین است تا برسد به بعد از سفر.


از نوع برخورد با راننده های اتوبوس های مکه مدینه که عموما مسلمانان آفریقایی بودند تا کارکنان و مستخدمان هتل که مسلمانان بنگلادشی بودند، که عموما انسانی سخت کوش و صاف وساده ای بودند ولی بعضی برخورد های زائرین با آنها بر خلاف سنت پیامبر و برادری اسلامی بود.


بازارگردی نتیجه عدم برنامه ی مناسب


از زبان دوستان بسیاری شنیده ام که زائرین ایرانی در پشت درب مغازه هایی می ایستند که صاحبان آن برای اقامه نماز عصر یا عشا درب هایشان را بسته اند. حتی اگر اصل خرید را قبول کنیم چنین شکل خریدی قابل قبول نیست چه برسد که در اصل خرید از عربستان هم تشکیک وجود دارد.


حرکت خودجوش بعضی از اعضای کاروان فعالین سیاسی و فرهنگی دانشجویی در نشر رهنمودهای رهبر انقلاب در جمع متولیان حج مبنی بر عدم خرید اجناس کشورهای خارجی و سوغاتی دادن تولیدات داخلی، در بین اعضای کاروان هر چند کمی دیر بود و عده ای خرید کرده بودند ولی تاثیر بسیاری داشت. نکته ای که در دیگر کاروان های دانشجویی و عادی نمی شود. نکته ی جالب آنکه چند مغازه ای که شیعیان در کنار مسجد شیعیان مدینه داشتند، توسط آل سعود تعطیل شده بود و سود خرید زائرین ایرانی به نفع وهابیون و کشورهای سازنده ی محصولات که عموما چین هست، می رود!


عدم ارتباط با دیگر زائران


مدینه و مکه فرصتی بی نظیر را فراهم می آورد که با زائران دیگر کشورها به گفتگو بپردازی و اثر بپذیری و اثر بگذاری. رو به روی ضریح پیامبری یکی از شیعیان پاراچنار پاکستان دستم را گرفت و با اشاره به جانماز و کتاب دعایی که از بعثه گرفته بودیم گفت که از کجا می تواند تهیه کند؟! نیازی که مانند او تمامی شیعیانی که از سرتاسر جهان به حج می آیند دارند و فراتر از آن معارفی که در ادعیه ما چون کمیل و صحیفه سجادیه نهفته است برای تمامی مسلمانان جذاب است و جز فرقه ی خود ساخته ی وهابیت، همه از آن استقبال می کنند.


عدم آمادگی کاروان، یا بهتر بگویم عدم برنامه داشتن برای ارتباط گیری با زائران دیگر این فرصت را از بین می برد. کمترین مزیت این ارتباط در این است که می توان فضای ذهنی دیگر مسلمانان جهان را نسبت به کشورمان کشف کرد و نقط قوت و ضعف جمهوری اسلامی در فضای بین الملل را احساس کرد.
 

بر همین است که کاروان های ایرانی، مخصوصا دانشجویی به دلیل جوان بودن اش از قابلیت بسیار بالایی در جلب توجه ی دیگر کشورها داراست، هر چقدر نظم و برنامه ریزی بهتر، اخلاق و فرهنگ نبوی، علوی و فاطمی بیشتری از خود نشان دهد با توجه به فضای عموما مثبت زائرین کشورهای دیگر به ایران می توان به الگویی برای دیگران مبدل می شود. و این آغاز اثرگذاری است.


برنامه ریزی وهابیت برای القای شبهه و بی برنامه گی ما


صبح مدینه یعنی فرصتی کوتاه برای زیارت ائمه بقیع. غربتی عجیب دل و جان زائران را فرا می گیرد. از سوی مدینه با دلت آشناست و از سویی بقیع غربتش سنگین و جانکاه.


بعد از نماز صبح که درب بقیع باز می شود برای کمتر از سه ساعت، تقریبا تمام زائرین ایرانی می آیند برای زیارت. ولی قدم به قدم، مامورین وهابی ایستاده اند که به زبان فارسی به تمسخر و ایجاد شبهه می پردازند.

 

تقریبا مامورین وهابی در تمامی مکان های زیارتی با پخش کتاب ها و جزوات و سی دی هایی به زبان فارسی با نشر و تبلیغ اعتقادات ضاله وهابیت به شبهه پراکنی نسبت به اعتقادات شیعه می پردازند. سخت تر آنکه همان ها را به زبان های دیگر هم در بین زائران دیگر کشورها هم پخش می کنند. کتاب های با ترجمه فارسی، روس، فرانسه، ترکی و ... در مسجد النبی یکی از دیگر حربه های وهابیت برای تبلیغ اعتقاداتشان بود.


متاسفانه زائرین چه قبل از سفر و چه بعد از سفر نسبت به این شبهات پاسخ های علمی و مناسبی دریافت نمی کنند و برنامه ی منظمی برای زائران در این زمینه وجود ندارد.

 

در واقع باید گفت عمره فرصتی است کلیدی برای رشد معنوی فرد و تولدی دوباره، موقعیتی است بی نظیر برای ایجاد وحدت اسلامی و تبلیغ بیداری اسلامی و صدور پیام انقلاب اسلامی.


نکاتی که ذکر شد قسمت هایی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است، در مقام انصاف باید گفت که فعالیت های مثبت زیادی هم از سوی نهاد و هم از سوی بعثه و حج و زیارت در حال انجام است که شرح آنها مجالی دیگر می طلبد.

 

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در یکشنبه 31 اردیبهشت1391 و ساعت 17:16 |
هو الحبیب
برای این روزهای مردم بحرین




بهار سرخ بحرین

گرگ های گرسنه نشسته اند بر سر راهت یوسف
نه به طمع پیراهنت
که به طمع دریدن پاره های تنت
در کنار میدان لولوی سفیدی که سرخ تر از خون است
در کوچه های تاریک فاطمیه منامه
در حسینیه هایی که بر سر فرزندانت خراب کرده اند
در شب های عاشورایی محرم

خائن الحرمین با شیخ یک چشم و سازمان ملل بی چشم
مصالحه کردند بر سر حرّیت تو

آسمانت تیره
تیره از ابرهای سعودیِ عبدالوهاب 
هوایت بارانی
بارانی از گلوله های ملوکِ وارث عرب جاهلی
خاکستری از گازهای سمی حقوق بشر غربی

بهارت سرخ
سرخ از زخم گلوله های آمریکایی
گلگون از دشنه نامسلمانی شیخ نشین های عربی

خیابان هایت مفروش شده به گل های پرپر 
به دست نامردمان بی رحم 
اما تا عَلَم «هیهات» تو بلند است از ذلت
شمشیر فرزندان یزید و مروان 
شکست خورده است در برابر خون فرزندان تو
ابرهای تیره رفتنی است در برابر عزم تو
نابرادران گرگ صفت خواهند شکست در برابر صلابت یوسف
که سحر نزدیک است

برچسب‌ها: بحرین, آل سعود
+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در شنبه 30 اردیبهشت1391 و ساعت 17:29 |

 هو الحبیب

به بهانه ی دهه ی گرامیداشت امام هادی (ع)

در سفر عتبات، هر کدام از حرم ائمه حس و حال خاصی دارد، وقتی وارد حرم کاظمین می شوی، گویی نسیم حرم رضوی صورتت را می نوازد. در نجف عظمت امیرالمومنین(ع) تو را مات و مبهوت می کند، کربلا حسی غریب دارد که قابل تشبیه و بیان نیست، اما سامرا...

 

سامرا غربت دارد. غربتی بسیار سنگین. از آنجایی که از ماشین پیاده می شوی و قدم در آن مسیری که با دیوارهای بتونی بلند پوشانده شده است و هر چند قدم یک ایستگاه ایست و بازرسی سرعت حرکتت را کند می کند بار سنگین غمی را بر دلت احساس می کنی و بغض عجیبی را در گلو. با کمی کنجکاوی ناباورانه می بینی که گرداگرد حرم را منطقه ای از ساختمان های ویران شده پر کرده اند.

اولین باری که سامرا رفتم، آنقدر فضای امنیتی پر رنگ بود و آنقدر حجم خرابی های اطراف حرم زیاد که گویی تمامی زوار ناباورانه به در و دیوار می نگریستند.

در این میان دیدن یک صندوق چوبی به جای ضریح، خلوت بودن حرم و پر از تیر و ترکش بودن دیواره های صحن و ... همه را غافلگیر کرده بود، خصوصا زوار ایرانی را که با حرم باصفای رضوی انس داشتند.

امام جماعت حرم سامرا که عراقی بود، بین نماز ظهر و عصر صحبتی کوتاه به زبان فارسی برای زائرین کرد و از غربت سامرا و ویرانی امروز منزل امام عصر گفت.

قنوت نماز عصرش را متبرک به دعای سلامتی امام عصر نمود، آنچنان محزون و از دل و جانش دعا را می خواند که صدای شکسته شدن بغض زائرین در میان قنوت نماز شنیده می شد.

اما سئوال اینجاست که مگر یک حرم چه نقشی می تواند داشته باشد که عده ای را تاب تحمل آن نیست! و مگر امامین عسگریین چه کرده اند که امروز باید بعد از قرن ها هم مورد هجمه ی اینان قرار بگیرند؟

کاربران ایرانی شبکه های اجتماعی متاسفانه کم و بیش در طول سال گذشته شاهد اهانت های عده ای بودند به مقام و جایگاه امام هادی(ع).

اگر مکتب ائمه ی ما، مکتبی پویا در بستر زمان نبود و اگر این مکتب دارای روش زندگی و جهاد نبود آیا این چنین اهانت ها و حملات تروریستی اتفاق می افتاد؟

عدم شناخت ما از مکتب و از امامان مکتبمان جفایی است که ما بر خود و بر مکتب و امامانمان کرده ایم.

باید بدانیم که هر چقدر شناخت ما بیشتر شود، هر مقدار که بیشتر به رهنمودهای امامانمان عمل کنیم، هجمه های دشمنان بیشتر می شود و هر چقدر از مکتب امامانمان دورتر شویم هجمه ها کمتر!

معاویه زمانی سردار سپاه امام حسن(ع) را به حضور پذیرفت که دست از امام حسن (ع) کشید. دشمنان ما هم زمانی دست از تحریم ها و فشارها بر علیه ما بر می دارند که ما هم مثل آنها بشویم و دست از آرمان ها و اعتقاداتمان برداریم، بشویم چیزی شبیه آل سعود یا آل خلیفه!

یا باید آنقدر قدرت مند باشیم که خیبری وار دشمن را به زانو در آوریم و یا دست از آرمان و اعتقادمان برداریم و تبدیل شویم به مهره ی بازی صهیونیست ها.

تخریب حرم سامرا و اهانت به مقام امام دهم شیعه، نشان هویدایی از ترس دشمنان اهل بیت از قدرت منطق و معارف اهل بیت است، ماییم که موظفیم هم بیشتر شناخت پیدا کنیم و هم بیشتر این اسوه های الهی را به دیگران بشناسیم.

 

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در سه شنبه 29 فروردین1391 و ساعت 11:46 |

«حجاب بی حجاب»

نگاهی حقیقی و به دور از کلیشه به بحث حجاب


گفتن حقیقت آن هم از نوع تلخش در جامعه ی امروز ما به مذاق خیلی ها خوش نمی آید! و گاه آنقدر در پیله ی خود تنیده ایم که حاضر نیستیم خبری هم از بیرون آن واقعیت و حقیقت بگیریم! و البته کمتر کسی هم پیدا می شود تعارف را کنار بگذارد و از حقیقت بگوید.

کتاب«حجاب بی حجاب» نوشته ی محمد رضا زائری با نگاهی انتقادی به وضعیت حجاب، کلیشه های سی ساله ی در برخورد با معضلی به نام بد حجابی را کنار گذاشته است و بی پرده از مشکلاتی که گفته است که خود باعثش بوده ایم! انگشت اتهام در نوشتار وی دیگر به سمت مردم و زنان و دختران بی حجاب نیست! بلکه با شجاعت، نگاه و  عملکرد مسئولین و مدیران کشور  را به نقد کشیده است، هر چند گویا همان زبان تند وتیز در مرحله مجوز کمی برایش مشکل ایجاد کرده است ولی بالاخره کتاب به مرحله ی چاپ رسیده است.

خواندن کتاب را به تمامی دوستان دغدغه مند توصیه می کنم به چند دلیل:

اولا از فرمایشات امام و رهبری شاهد مثالهای فراوان می آورد

دوما بر خلاف بیشتر کتاب هایی که در این موضوع نوشته شده است و جنبه ی فقط تئوریک دارد، این کتاب با نگاهی کاربردی به نقد و پیشنهاد می پردازد

سوما نویسنده با پرهیز از شعارزدگی و تعریف و تمجید های دروغین از عملکرد نظام، عملکرد مسئولین فرهنگی کشور را به نقد کشیده است

چهارما هم، زائری خود در این عرصه داری تجربیاتی است که در کتاب آن را در اختیار خواننده قرار می دهد.

متاسفانه شمارگان کتاب فقط 1000 تاست و این برای جامعه ی ما آسیبی بزرگ است!!!

نشر آرما

http://www.nashrearma.com/index2.html

09131147029

فراز هایی زیبا از کتاب را در ادامه می آورم برای آشنایی بیشتر از کتاب

«سالهاست تمام اهتمام ما در موضوع حجاب ، به روسری کشیدن برای تصویر زنبور و خرگوش در کتاب های قصه ی کودکان منحصر شده بود و حالا یک کتاب اثرگذار و یک فیلم جذاب برای موضوع حجاب نداریم که عرضه کنیم»

«آیا در کنار مشکلاتی همچون بد حجابی و دختر بازی و فیلم های هالیوودی و شبکه های ماهواره ای و رابطه ی محرم و نامحرم و چاپ مطلبی در نشریه ای دانشجویی و قضا شدن نماز صبح و توهین به روحانیت و ... که معتقدیم هیچ یک، بی اهمیت و ناچیز نیست، مشکلات بی اهمیت و ناچیزی! مثل بی عدالتی و فقر و فساد اداری و رشوه و پارتی بازی و آه مظلوم و سرکوب انتقادهای ساده و دروغ و غیبت و بازی با آبروی مردم و بی حرمتی به مومنان و بی اعتمادی مخاطب و سلب باورهای عمومی و ..، نیز جایی برای نگرانی و حساسیت دارد یا نه؟»

«امیرالمومنین می فرماید:« یکی از چهار چیزی که نظام ها و حکومت ها و دولت ها را نابود می کند، این است که به مسائل حاشیه ای و کوچک مشغول شوی»

ما سالهاست همه ی مسئله مان این بوده است که این پسر با آن دختر که با هم حرف می زنند چه نسبتی دارند. سرگرمی بسیاری از بچه های بسیج در پایگاه ها «مورد گرفتن» بوده است و تمام اهتمام برخی مسئولان و متصدیان حراست ادارات اینکه چگونه و کجا می شود مچ گرفت.»

 

«دشمن به شیوه ی خودش مشغول کار است و ما به شیوه ی خودمان. آن ها بی سر و صدا الگوی سازی می کنند و با فیلم و بازی رایانه ای و محصولات فرهنگی خط می دهند وما با جار و جنجال و سر و صدا، چوب و چماق می کشیم و کاری هم از پیش نمی بریم!»




این روزها درگیری پایان نامه فرصت کمی برای نوشتن می گذارد، ان شاالله کم کاری این یکی دو ماه بعدا جبران می شود.

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در شنبه 26 فروردین1391 و ساعت 0:37 |

الزامات سال تولید ملی


نباید اول سال را با ناامیدی شروع کرد، ولی نگرانی را نمی شود پنهان کرد. رهبر دور اندیش انقلاب چند سالی است که شعار اصلی کشور را در شروع سال جدید در حوزه اقتصاد انتخاب می کنند، همت و تلاش مضاعف،اصلاح الگوی مصرف و  جهاد اقتصادی که به صورت کلان مطرح شد و البته جای تاسف دارد که مسئولین کشور آن طور که باید به آن بها ندادند. نه اینکه کاری نشده است، بلکه وقتی شعاری به عنوان جهت گیری یک ساله ی کشور، آن هم از سوی رهبری جامعه انتخاب می شود، مسلما بنا بر نیاز روز و جدی کشور و بر مبنای وجود یک تهدید و یا یک فرصت بالقوه انتخاب شده است، پس باید در همان سطح هم تمامی فعالیت های کلان دستگاه های اجرایی کشور به سمت آن حرکت کنند، نه اینکه با چاپ چند کتاب و برگزاری چند همایش که بیلان کاری را پر می کند و بودجه کشور را تلف! ، به زعم خود ادای دین کرده باشند.

سال 1391 از جهتی متفاوت با نام گذاری سال های گذشته است، به این معنا که نام گذاری های سالهای گذشته کلان بود و چندان قابل ارزیابی کمی در پایان سال نبود، رهبر انقلاب بعد از آنکه اهداف سال های گذشته را در فضای فرهنگ اقتصاد تعیین کردند، یعنی ترویج نگاه جهادگونه به فعالیت های اقتصادی، سال جدید را با تعیین اهداف جزیی تر، به شکلی وارد فاز اهداف عملیاتی شدند. سال حمایت از تولید ملی، نیروری کار و سرمایه گذار ، با تعیین سه وظیفه برای دولت(به معنای مجموع سه قوه)، دست اندرکاران تولید و مردم.

سه حلقه ای که نحوه تعامل آنها بر روی هم تاثیر مستقیم دارد و نتیجه نهایی اش وابسته است به این تعامل. یعنی هر چقدر هم که مردم را تشویق به خرید کالای داخلی کنیم، ولی کیفیت تولید کالای داخلی پایین باشد، عملا رغبتی از سمت مردم به کالای تولید داخلی نخواهد بود. اگر هم تولید کننده ی ما هم همتی کند برای تولید کالای با کیفیت ولی اگر دولت و سیستم بانکی کشور، خدمات پولی و مالی ندهد و یا قوانین اقتصادی فضای کسب و کار را سخت کند و یا مردم نسبت به کالای داخلی بی رغبت باشند باز هم نتیجه منفی خواهد بود. بر همین منوال فقط وجود یک دولت فعال نمی تواند نتیجه بخش باشد. باید تمامی ارتباطات این سه حلقه با هم  اصلاح شده  و در راستای افزایش تولید ملی بهبود پیدا کند.

تولید حتی اگر گران هم در بیاید ولی با خود اشتغال داخلی را به همراه دارد، اشتغال  در بعد ایجابی یعنی افزایش رفاه فردی و اجتماعی و در بعد سلبی یعنی کاهش تمام آسیب های اخلاقی و امنیتی که از قِبَل آن به وجود می آید.

آنچه در ادامه می آید گوشه ای از وظایف این سه حلقه است که البته کامل نیست نیاز به کارهای پژوهشی و تحقیقاتی دارد ولی برای آنکه مسیر حرکتمان روشن شود مرورش خالی از لطف نیست:

دولت:

 ثبات در تصمیم گیری ها و قوانین یکی از اصلی ترین مولفه های بهبود فضای کسب و کار است. اگر سرمایه گذار و تولید کننده نتوانند نتیجه ی سرمایه گذاری خود را پیش بینی کند هیچ گاه در این مسیر قدم نمی گذارد. بعد از ثبات قوانین و شرایط محیطی که باعث کاهش ریسک سرمایه گذاری می شود ، قوانین ترغیبی و کاهش بروکراسی اداری و تامین سهل سرمایه برای تولید کننده از طریق سیستم بانکی از دیگر مولفه هایی است که می تواند تولید را ترغیب و تقویت کند. متاسفانه در شش ماه پایانی سال 90 که قرار بود سال جهاد اقتصادی باشد، بیشتر از آنکه تولید کنندگان رغبتی برای تولید داشته باشند، به حسرت به دلال هایی می نگریستند که بدون هیچ مشقتی که تولید کننده ها با آن سر و کار دارند اعم از اداره مالیات و بیمه و حقوق نیروی کار و ... به درآمدهای نجومی رسیدند آن هم از طریق دلالی سکه ، طلا و دلار .

نکته ی دیگر در مورد نقش دولت آن است که بحث واردات باید به صورت جدی ساماندهی شود، این به معنای بسته شدن کامل مرزها نیست بلکه باید تعرفه ها و نرخ ارز به شکلی ساماندهی شود که تولید کننده ی داخلی بتواند در رقابتی منطقی با کالای بیگانه، کیفیت خود را افزایش دهد و البته نباید فراموش کرد که اگر بعد نظارتی دولت قوی باشد می توان از طریق وضع قوانین کیفیتی هم به این مهم دست پیدا کرد و به شکلی سخت گیرانه تر جلوی ورود کالای خارجی را گرفت.

مجموع قوانین تجاری و مالیاتی باید به شکلی باشد که مردم را به سمت کار تولیدی تشویق کند و کار های دلالی و واردات کالاهای مصرفی سخت ترین و پرهزینه ترین فعالیت ها شود.

نکته ی دیگر در راستای سیاست های اصل 44 است، اینکه دولت به جای آنکه رقیب بخش خصوصی در تولید باشد باید یار و مددکارش باشد. سود و زیان واقعی شرکت های تولیدی زمانی مشخص می شود که این عرصه کاملا در دست بخش خصوصی باشد، آنگاه که یک شرکت خصوصی رقبای خود را در شرایط برابر ارزیابی می کند امید به فعالیت و رقابت دارد نه آن زمان که رقیب خود را شرکتی دولتی ببیند !

تولید کننده و سرمایه گذار

با افزایش تحریم های خارجی گرچه تهدیدات افزایش پیدا کرده است ولی به نوعی بهترین فرصت برای تولید کنندگان و سرمایه گذاران داخلی است که با بررسی کالاهایی که تا به امروز به سمت تولید  آن در داخل نرفته بودیم، روند خودکفایی را در عرصه صنعت به صورت جدی تر پیگیری کنیم.

گرچه تولید به شدت تحت تاثیر تصمیمات دولت است ولی مهمترین نکته در مورد تولید کنندگان این است که عشق به کشور و سربلندی آن می تواند گره گشای بسیاری از مشکلات باشد. چرا باید بعضی از صنعت گران و تولید کنندگان ما با طمع در سود بیشتر خود به جای تولید کالا تبدیل به وارد کننده شوند؟ وجود تعهد در تولید کننده و سرمایه گذار ما باعث می شود که در سخت ترین شرایط نگاهش به  عرصه اقتصاد ملی، نگاهی ارزشی و جهادگرانه باشد، نگاهی که در میان دانشمندان هسته ای کشور به درستی جواب داده است و شاهد پیشرفت های هسته ای در سال های گذشته بوده ایم.

مردم:

آنچه بر عهده مردم است بیشتر فرهنگ سازی و نهادینه کردن آن است. امری که هم بر دوش دولت و سازمان و نهاد مختلف فرهنگی است و مهم تر از آن بر عهده سازمان های مردم نهاد، حوزه های علمیه و دانشگاه هاست.

اول آنکه باید تولید ثروت حلال به عنوان یک ارزش در جامعه نهادینه شود و درکنار آن تولید ثروت های کاذب از طریق دلالی به امری مذوم در میان آحاد جامعه مبدل شود. دوم آنکه باید مصرف کالای داخلی تبدیل به ارزش شود. یعنی فرزندان ما، باید به پوشیدن لباسی با پارچه وطنی و دوخت ایضا وطنی افتخار کنند. این امری است که تلاش جمعی مردم را می طلبد. دانش آموزی که امروز به لباس وطنی خود افتخار می کند فردا همه ی تلاشش را در دانشگاه انجام می دهد که سوار هواپیمایی شود که وطنی باشد و بر ماشینی سوار شود که چنین باشد.

این مورد امری است که نیاز به تصمیم دولت ندارد. باید انقلابی فرهنگی در میان مردم و توسط مردم و نخبگان دینی و فرهنگی به وجود آید برای ارزش بخشیدن به کالای ایرانی. مصرف کالای وطنی امری است که مدعیان ناسیونالیتی و وطن پرستی و ملی گرایی اگر خالص باشند هم قبول دارند چه رسد به ایرانیان مسلمانی که فرهنگ و دین اشان نیز چنین می خواهد.

 شکی در اینکه ما می توانیم نیست، فقط اراده ای می خواهد آهنین که کشوری بسازیم چون سرو سربلند و چون کوه مستحکم تا دشمنان بدانند این سرو سربلند در برابر تبرها، کمر خم نخواهد کرد.

  


برچسب‌ها: تولید ملی, سرمایه گذار, دولت, مردم
+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در دوشنبه 7 فروردین1391 و ساعت 10:43 |

هوالحبیب

کمی دیرتر، کمی تامل در درستی ادعای منتظر بودن

اعتقادم این است که کتاب خوب را باید خرید، فیم خوب را باید در سینما دید و ... . باید تشکر کرد از خالق اثر و باید به دوستان پیشنهاد داد برای خواندن و دیدنش.

الغرض رمان «کمی دیرتر» آخرین اثر استاد سید مهدی شجاعی چنان جذاب و دلنشین بود که شامل قاعده ی بالا دانستمش.

رمان مربوط به ماجرای مدعیان منتظر  ظهور است .خواندن  این کتاب را از دست ندهید.

سالهاست که با کتاب های سید مهدی شجاعی و قلم زیبایش فکر کرده ایم و گاه خندیده ایم و چه بسیار در پای روضه هایش گریسته ایم. امیدوارم قلم استاد شجاعی همیشه بر مدار حق بچرخد و برکت اش اثر گذاری 

در جامعه باشد ان شاالله




برچسب‌ها: کمی دیرتر, سید مهدی شجاعی
+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در جمعه 26 اسفند1390 و ساعت 17:19 |

هوالحبیب

طرح سئوال که زیر سئوال رفت!

سئوال از رییس جمهور ظرفیتی است قانونی برای نظارت بیشتر مجلس بر دولت که متاسفانه شفاف نبودن قانون بعد از طرح سئوال و پاسخ های رییس جمهور اصل طرح سئوال را زیر سئوال می برد!

اگر نماینده ها قانع نشوند چه باید کرد؟ سئوالی جدی که بی پاسخ می ماند و امروز چنین شد! طرح سئوال از رییس جمهور جز تیره تر کردن روابط مجلس و دولت و وارد کردن یک سری شبهات جدید به افکار عمومی نتیجه ای نداشت!!!

هر دو طرف این ماجرا بازنده بودند. از سئوال کنندگان که هم بد موقع پرسیدند و هم سئوالاتشان اشکالات قانونی داشت و هم از رییس جمهور که مجلس را با خبرنگاران خارجی اشتباه گرفته بود و با متلک اندازی و به قول خودش شوخی شب عید و طرح سئوالات به جای پاسخ گویی به فرافکنی پرداخت.

پیش بینی اینکه رییس جمهور به این شکل به سئوالات جواب بدهد کار سختی نبود فلذاست که جای سئوال دارد از انگیزه سئوال کنندگان که چرا دست به کاری زدند که هزینه اش بیشتر از منفعتش بود؟ برای همین است که این فرضیه قوت می گیرد که عده ای به دنبال استفاده سیاسی و تبلیغاتی از طرح سئوال بودند!!!


پ .ن.1: انتخاب دوباره ی آقای هاشمی، مجید انصاری و دکتر عارف از سوی رهبر انقلاب برای عضویت در مجمع تشخیص نشان از مشی و رویه ای از سوی ایشان در سیاست دارد که متاسفانه بسیاری از مدعیان ولایت با آن فاصله دارند.

پ.ن.2: پاسخ رییس جمهور به سئوال 11 روز خانه نشینی و مکتب ایرانی نشان داد که دفاع چشم بسته ی حامیان ایشان به خطا رفته است و ایشان استدلال و دلیل منطقی برای عملکردش در این زمینه ها ندارد.


 

 

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در چهارشنبه 24 اسفند1390 و ساعت 23:23 |

هو الحبیب

پیروز انتخابات کیست؟مردم؟متحد یا پایداری؟

از قبل از انتخابات و در جریان درگیری های جبهه ی متحد و پایداری مورد سئوال بودم که کدامیک را انتخاب می کنم و من بنا به دلایلی که در ذیل می آید از اساس با آن فضا مخالف بودم، بگذریم با تمام رعایتی که کردم تا در جلسات رسمی این دو جبهه حضور نداشته باشم به غیر از یکی دو  مورد آن هم از سر کنجکاوری(یک جلسه متحد و یک جلسه پایداری)، بازار برچسب زدن دوستان نزدیک و آشنایان دور داغ بوده است گویا و این روزها شاهد ترکش های آن فضا سازی ها هستم!

اما چه را نه پایداری و نه متحد:

اول آنکه نتیجه اش دو دستگی در صف نیروهای انقلاب بوده و هست. چه در رده خواص ارشدشان و چه در رده نیروهای بدنه! امروز با نگاهی به صف بندی ها و موضع گیری های بچه هایی که تا دیروز کنا رهم بودند و امروز رقیب سیاسی هم مشخص است! و متاسفانه گاهی هم حرمت هایی بین این دو گروه ریخته شده که به راحتی قابل ترمیم نیست!

دوم آنکه رقابت بین این دو جبهه در موارد متعددی از رقابت اخلاقی و تقوای سیاسی خارج شد که دو طرفه بود و البته مشخص چه کسانی از این اختلافات خوشحال می شدند و از این به بعد می شوند!!!

سوم آنکه چون هیچ کدامشان لیستی قوی نداشتند مردم تا روز آخر در رای دادن به افراد سرگردان بودند. و به نوعی در عمل نتیجه همان جبهه مختلط پیشنهادی حسین شریعتمداری شد. از سوی در خیلی از شهرها هم این لیست ها با مشکلاتی رو به رو بود. از جمله در مشهد چون بر اساس سهم خواهی های سیاسی بنا شده بودند خیلی از افراد مستقل و خوشنام در آنها راه پیدا نکردند و ابهاماتی در هر دوی آن لیست ها چه متحد و چه پایداری  مشاهده می شد.

چهارم در دو سوی این جبهه ها دو بزرگ و بزرگورای  قرار داشتند که جریان بازی های سیاسی حرمت هر دوی آن بزرگواران  راچه در جلسات خصوصی و چه در جلسات عمومی و رسانه ها حفظ نکرد که صد البته  مشخص است به سود چه کسی خواهد بود نتیجه ی آن!

پنجم آنکه دعوای این دو گروه بر سر خدمت به مردم نبود بلکه بر سر ساکتین فتنه و انحراف بود که  گرچه مهم بود ولی دارای اولویت اول نبود و شما بیشتر از اینکه شاهد شنیدن برنامه از آنها برای مشکلات اصلی مردم باشید شاهد دعوای سیاسی در مورد مواضع سیاسی بهمان فرد در دوره ی انتخابات بودید.

به هر حال با همه ی آن دعوا ها معتقدم پیروز این انتخابات جریانات سیاسی نبودند که چه بسا اگر بنا بر نمره دادن باشد نمره ی قابل قبولی کسب نکنند. بلکه پیروز مردمی بودند که شرایط را خوب درک کردند و دشمنان را ناامید کردند

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در سه شنبه 16 اسفند1390 و ساعت 23:17 |
هو الحبیب

سنت شکنی در لیست مشهد+نظر حاج آقای نظافت

در میان هیاهوی سیاسیون و لیست هایی که بر اساس سهم خواهی ها و بازی های سیاسی بسته شده است، نظر حاج اقای نظافت به عنوان یکی از روحانیون جریان ساز و انقلابی مشهد بسیار جالب و قابل تامل است. یک نفر از لیست جبهه متحد، یک نفر از لیست جبهه پایداری و سه نامزد مستقل.

بااحترام به تمامی نامزدهایی که در انتخابات حضور دارند شخصا این لیست را پسندیدم و  بعد از یک هفته تحقیق و  و ساعت ها بحث در مورد نامزد های مطرح به قولی این لیست  به دلم نشست.

حجت الاسلام نظافت، مدیر مدرسه علمیه حضرت مهدی (عج) فهرست نامزدهای مورد تأیید خود را به این شرح اعلام کرده اند:
- حجت الاسلام دکتر حسین زاده بحرینی
- حاج خلیل موحدی
- مهندس سیدهاشم بنی هاشمی.
- دکتر صاحبی 
- شمقدری

مجلس خبرگان: آیت الله عالمی

لازم به ذکر است آقایان سیدان، نظافت، صرافان، راشد یزدی، عدالتیان  و ... از حوزه، 40 نفر از اساتید دانشگاه فردوسی  و بسیاری از فعالین دانشجویی و سیاسی و فرهنگی سطح شهر از دکتر بحرینی حمایت کرده اند.

همچنین آقایان نظافت، صرافان، روح، شراهی به همراه آقایان دلبریان، سهیلی و پیراسته و ... از حاج خلیل موحدی حمایت کرده اند


اسامی اساتید امضا کننده ی نامه ی حمایت از دکتر بحرینی:

دكتر سيد محسن اصغري نكاح، دكتر علي اكبر اكبري، دكتر سيد محمد علي تقوي، دكتر حسين جعفري ثاني،دكترعباس جوارشكيان، دكتر محمد حسن حائري، دكتر محمد رضا حسيندخت، دكتر مرتضي خادمي، دكتر فريبرز رحيم نيا،دكترمحمد رحيمي زاده، دكتر سيد محمد جواد رزمي،دكتر عبدالحميد رضائي ركن آبادي، دكتر مجيد سرمد، دكتر محمود سعيدي رضواني، دكتر مصطفي   سليمي فر، دكترسيد حسين سيد موسوي،دكتر فرزاد شهابيان مقدم، دكتر احمد صباحي، دكتر احد ضابط، دكتر  محمد سعيد عبد خدايي، دكتر امير رضا عطاري، دكتر صادق علمي، دكتر ابوالفضل غفاري، دكتر سيد محمد مهدي قبولي درافشان، دكتر مصطفي كاظمي، دكتر سعيد محسني، دكتر جهانگير            مسعودي، دكتر محمدحسين مهدوي عادلي، دكتر بهروز مهرام، دكتر علي اكبر ناجي، دكتر حسن نقي زاده، دكتر سيد حسين نوعي، دكتر سيد مصطفي نوعي، دكترمحسن نوغاني دخت بهمني، دكتر هادي وكيلي، دكتر رضا ولي زاده، دكتر محمود هوشمند

اسامی فعالین دانشجویی حمایت کننده از دکتر بحرینی:

محمد جعفر نژاد-امیر قربانی پور-محمد حسین زاده- قاسم تقی زاده- سید مرتضی رضوی- نوید سروآزاد- مجید شعرباف-حسن برازنده-حامد رحیم پور-احمد فرهادیان-وحید ارشدی- مرتضی مرتضوی کاخکی-ابوالقاسم رحیمی-جواد ابراهیمی پور- علی اکبر رحمتی- علی پژمان-مجتبی نوری- مهدی ملاکی- محسن رضوانی-مهرداد بیهودی زاده-مسعود بیهودی زاده-رضا پاکسیما-امین قمشه-احسان جلایر-محمد حیدری-سعید اصغریان-مجید منفرد-ابراهیم خداشناس

 

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در پنجشنبه 11 اسفند1390 و ساعت 10:1 |

هو الحبیب

رسم غلط خواص مشهدی در انتخابات


مجلس است که ریل گذار دولت است برای حرکت قطار کشور.

یک مجلس قوی، دولت قانون مدار را کارآمد می کند و دولت قانون گریز را کنترل!

مجلس متخصص بی تعهد، از تخصص اش سو استفاده می کند!

مجلس متعهد بی تخصص، سرش کلاه می رود!


***

سنتی غلط افتاده است در مشهد در ایام انتخابات، که بزرگان شهر برای دادن لیست اصولگریان، می گویند باید یک روحانی باشد، یک خانم باشد و یک سردار! آن دو نفر دیگر هم اصولا باید مرد باشند، همین !!!

تنها چیزی که ملاک نیست اصلح بودن است! یعنی اگر دو زن اصلح داشتیم فقط یکی می تواند در لیست باشد و اگر هم اصلا زن اصلحی نامزد نشده بود باید حتما یکی در لیست باشد حتی اگر اصلح نباشد! همین قانون هم برای روحانی و سردارش هم بر قرار است!!!

جالب آنکه این رویه هم در لیست جبهه متحد و هم پایداری و هم ایستادگی در این دوره انتخابات  برقرار است!!!

لیست فقط کمک می کند به شناسایی افراد در معرض انتخاب نه افراد اصلح! شکستن این رویه غلط خواص مشهد فقط از مردم بر می آید با انتخابی آگاهانه .

به هر حال در مشهد هم باید مانند تهران به سمت جبهه ی مختلط حرکت کرد نه بر اساس بازی های سیاسی و سهم خواهی ها!



هر كسى هم وظيفه‏اى دارد. مردم وظيفه دارند در انتخابات شركت كنند و نامزدهاى صحيح را پيدا و آنها را انتخاب نمايند. مردم وظيفه دارند به ملاكهاى دينى و شرعى و انقلابى نگاه كنند؛ به روابط قوم و خويشى و ايل و طايفه‏اى و اين‏طور چيزها نگاه نكنند. ببينند واقعاً چه كسى با معيارهاى الهى و انقلابى، مناسبتر و به آن نزديكتر است، او را برگزينند و با شور و شوق به عنوان يك وظيفه در اين كار دخالت كنند. كسانى از مردم وظيفه دارند كه ديگران را تشويق و تحريض كنند. كسانى كه زبان گويايى دارند، قلم توانايى دارند و آبرويى پيش مردم دارند - كه اين آبرو هم جزو ذخاير الهى است و خداى متعال به هركس داده است، بايد آن را در راه او مصرف كند و به كار ببرد - مردم را توجيه و تشويق كنند و آدمهاى خوب را به آنها معرفى نمايند. در معرفىِ نامزدهاى نمايندگى بايد ملاحظه كنند كه هيچ رابطه‏اى را غير از رابطه دينى و الهى و وظيفه شرعى دخالت ندهند. فلان كس با ما رفيق است، فلان كس با ما دوست است، فلان كس فايده‏اى به ما مى‏رساند؛ ابداً اين چيزها را در نظر نگيرند. البته هر كارى هم كه آنها بكنند، مردم بايد چشمشان باز باشد؛ خودشان واقعاً بشناسند و بفهمند كه چه كار مى‏كنند.( بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اعضاى هيأت نظارت بر انتخابات شوراى نگهبان‏ ۱۳۷۴/۱۱/۱۴)

 

+ نوشته شده توسط محمد حسین زاده در دوشنبه 8 اسفند1390 و ساعت 11:12 |


Powered By
BLOGFA.COM